داستان افراد موفق

داستان افراد موفق

افراد چاقي که مي خواهند رژيم غذايي کاهش وزن را شروع نمايند مي خواهند از نتيجه رژيم درماني خود قبل از شروع برنامه اطميناني داشته باشند. بويژه افرادي که ساليان متمادي از افزايش وزن رنج برده و گاه دچار عوارض ناخواسته چاقي و يا درمان آن شده اند و رژيمهاي غذايي متعدد را تجربه نموده اند. لذا در هنگام مراجعه به کلينيک هاي تغذيه و رژيم درماني هميشه پرس و جو مي نمايند و سوالاتي از قبيل سوالات ذيل براي آنان مطرح است:


اگرچه شما مي توانيد اين اطلاعات را از پزشک معالج خود داشته باشيد ولي خواندن تجربيات بيماران ديگر يک رژيم غذايي را امتحان نموده اند کمک خواهد کرد انگيزه بهتري پيدا نماييد و در راهي که براي سلامتي خود شروع نموده ايد ثابت قدم باشيد. مطالعات نشان داده اند خواندن تجربيات ساير افراد چاق که در رژيم غذايي موفق بوده اند کمک قابل توجهي در افزايش انگيزه براي شروع کنندگان رژيم خواهد بود. بر همين اساس ما سعي مي نماييم از اين به بعد بعضي از تجربيات افراد موفق که به مرکز ما مراجعه نموده اند به طور خلاصه اشاره نماييم:


صفحه بعد آخرین صفحه 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17  ... اولین صفحه صفحه قبل 
چاقی پس از ازدواج همراه بی تحرکی

من زهره. م 29 ساله، وقتی نوجوان بودم اضافه وزن زیادی نداشتم و وزنم در حد طبیعی بود. در آن زمان قصد داشتم مربی یک باشگاه ورزشی شوم و برای رسیدن به این نتیجه روزانه ورزش می کردم و به اندام خود اهمیت زیادی می دادم. اما بعد از ازدواج و بعد از به دنیا آمدن دو پسرم، همه چیز تغییر کرد. وزنم بالا رفته بود و دیگر پایین نمی آمد. افسرده شده بودم. کارم در طول روز این بود که روی مبل دراز بکشم و تمام برنامه های تلویزیون را تماشا کنم. باید اعتراف کنم که از همان ابتدا تغذیه غلطی داشتم اما در قبل از ازدواج به دلیل فعالیت بدنی بالایی که داشتم، وزنم بالا نمی رفت. اما با ترک ورزش و ادامه عادات غلط ، روز به روز چاق تر می شدم.
هر روز تصمیم می گرفتم که از فردا رژیم بگیرم ولی این فردا هیچ وقت نمی رسید. از احساس خستگی ای که هر روز حتی از اول صبح که از خواب بیدار می شدم داشتم خسته شده بودم. وضعیت من روی بچه هایم هم تاثیر گذاشته بود. بنابراین تصمیم خود را گرفتم تا یک بار برای همیشه این وضع را تغییر دهم. قبلا در مجله با کلینیک نوین آشنا شده بودم. شماره تماس را از مجله پیدا کردم و تماس گرفتم.
بعد از شروع رژیم فکر نمی کردم که بتوانم تنبلی را کنار گذاشته و ورزش کنم. اما ورزش خصوصا با آهنگ های مورد علاقه ام یا پیاده ر وی هنگام صبح در پارک انرژی من را بیشتر می کرد. دیگر آن رخوت و سستی را نداشتم. به تدریج انتخاب های غلط غذاییم را نیز اصلاح کردم. غذاهای فراوری شده ، کنسرو و ... را کنار گذاشتم.
از اینکه می دیدم خانواده ام هم شادتر از قبل شده اند، انرژیم بیشتر می شد. خوشحالی پسرانم با دیدن بهبود من، خوشحالم می کرد. هر روز انگیزه بیشتری نسبت به روز قبل پیدا می کردم. همراه فرزندانم برای پیاده روی به پارک می رفتیم، در خانه با هم بازی می کردیم. واقعا لدت بخش بود حالا خیلی غبطه می خورم که مدتی از عمر خود را جلوی تلویزیون و بیهوه هدر داده ام. و سعی می کنم که تمامی آن لحظات را جبران کنم. بعد از 6 ماه 25 کیلو وزن کم کردم. علاوه بر تغییر وزن زندگی من نیز تغییر زیادی کرد و امید بیشتری برای زندگی و بزرگ کردن فرزندانم دارم.
توصیه های خانم زهره.م:
• این که کودک شما کوچک است را بهانه ای برای ورزش نکردن قرار ندهید. شما به راحتی می توانید با آنها ورزش کنید و از لحظات با هم بودن لذت ببرید.
• برای کاهش وزن و رسیدن به نتیجه مطلوب علاوه بر رژیم نیازمند افزایش فعالیت بدنی خود نیز هستید. ورزشی را که دوست دارید انتخاب کنید و آن را جزیی از برنامه روزانه خود سازید.
• با اصلاح برنامه غذایی و افزایش فعالیت بدنی خانواده تان را تشویق کنید که زندگی سالم داشته باشند.

چاقی در قبل از کنکور

من محمد. ش از کرج، با چاقی بزرگ شدم. والدینم همیشه سعی می کردند که غذایی را که دوست دارم به من بدهند. من هم میل به غذاهای چرب، شیرینی و بستنی داشتم و سبزیجات استفاده نمی کردم. جالب است که بگویم از کودکی همیشه از یکسری از فعالیت ها به دلیل وزن زیادم خودداری می کردم و نمی توانستم در یکسری از کارها که هم سن و سالهایم انجام می دادند شرکت کنم. مثلا دوچرخه سواری در پارک یا کوهنوردی. من با این فکر بزرگ شدم که من برای همیشه همینطور خواهم بود.
18 سالم بود و منتظر جواب کنکور بودم. پسر یکی از همسایگان که هم سن من هم بود در کلینیک نوین ثبت نام کرده بود. وقتی این موضوع را به من گفت بی اختیار به او گفتم که من هم می خواهم با او رژیم بگیرم. نمی دانم چطور این جمله از دهانم خارج شد. همیشه در تصوراتم رژیم را کاری مخصوص خانم ها می دانستم و جز کارهایی طبقه بندی می کردم که خانم ها انجام می دهند. اما وقتی به کلینیک رفتم، با آقایان دیگر مواجه شدم.
وقتی رژیم را شروع کردم متوجه شدم که برای موفقیت در این راه به حمایت و پشتیبانی اطرافیان به خصوص خانواده و دوستانم نیاز دارم. مراجعه به کلینیک و مشاهده کسانی که سعی در حل مشکلی مشابه من داشتند و صحبت با آنها به من انگیزه می داد. بعد از انجام آزمایشات متوجه شدم که خدا را شکر هیچ مشکلی ندارم. از اینکه وقت را هدر ندادم و نگذاشتم دیرتر از این شود و رژیم را شروع کردم خوشحال بودم.
من حتی از سوار شدن به هواپیما می ترسیدم و با خود فکر می کردم آیا کمربند صندلی اندازه من خواهد شد و می توانم ان را ببندم یا نه. بعد از یک سال مراجعه به کلینیک 50 کیلو وزن کم کردم و وزنم از 130 به 80 رسید. البته در این مدت دو دوره هم به صورت غیرحضوری شرکت کردم. حالا نگاهم به زندگی تغییر کرده است. هیچ فرصتی را برای فعالیت از دست نمی دهم و احساس می کنم که فرد دیگری شده ام.
توصیه های آقای محمد.ش:
• اگر از شروع رژیم و مراجعه به متخصص تغذیه واهمه دارید پیشنهاد می کنم یک بار این کار را انجام دهید . شما چیزی برای از دست دادن ندارید جز یک ساعت از وقتان که بعد ها متوجه خواهید شد ارزشش را داشته است.
• رژیم یک تغییر در عادت و شیوه زندگی است. هر بار که تصمیم به خوردن چیزی می گیرید به آن فکر کنید. اول فکرکنید بعد عمل.